الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

237

الغدير ( فارسي )

را در كتاب خود « البيان و التعريف » جلد 2 ص 136 و 230 از طريق ترمذى و نسائى و طبرانى و حاكم و ضياء مقدسى روايت نموده سپس گويد : سيوطى گفته كه حديث متواتر است . 35 - ابو عبد اللَّه زرقانى ، مالكى ، متوفاى 1122 در جلد 7 « شرح المواهب » ص 13 بعد از ذكر كلام مصنف مذكور در ص 300 - گويد : و مخصوص فرمود ( رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) او ( على عليه السّلام ) را بسبب زيادتى علم او ، و دقايق استنباط و فهم او ، و حسن سيرت و صفاى سريرهء او ، و اخلاق كريم او ، و استوارى و استحكام قدم او - ( تا آنجا كه گويد ) : و طبرانى و غير او باسناد صحيح آورده‌اند كه : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خطبهء در غدير خم ايراد فرمود هنگام بازگشت از « حجة الوداع » و آن موضعى است در جحفه - سپس حديث را ذكر نموده - و در حديث مزبور است : اى مردم ، همانا خداوند مولاى من و من مولاى اهل ايمان هستم و من باهل ايمان اولى ( سزاوارتر ) هستم از خود آنها ، پس هر كه من مولاى اويم ، على عليه السّلام مولاى او است ، بار خدايا دوست بدار دوستان او را و دشمن دار دشمنان او را و يارى كن كسى را كه او را يارى نمايد ، و خوار نما كسى را كه او را خوار نمايد و او را محور و مدار حق قرار ده ، و بعضى پنداشته‌اند كه زيادتى « اللهمّ وال من والاه . . » ساختگى است و اين پندار مردود است باينكه اين جمله‌ها از طرقى آمده كه بسيارى از آن طرق را ذهبى به صحت پذيرفته و دار قطنى از سعد روايت كرده كه چون ابو بكر و عمر اين كلمات ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) را شنيدند ، گفتند : گرديدى اى پسر ابى طالب مولاى هر مرد و زن مؤمن ، سپس داستان نزول آيهء : * ( سَأَلَ سائِلٌ . . ) * را پيرامون قضيّه ذكر نموده و شرح حال ابن عقده را ذكر و او را ستوده سپس گويد : و اين حديث متواتر است ، شانزده نفر صحابى آن را روايت نموده‌اند ( 1 ) ، و در روايتى

--> ( 1 ) اين تعدادى است كه بحيطه اطلاع او در آمده و او به همين تعداد حديث مزبور را متواتر ميداند ، و چنان كه قبلا اشعار نموديم راويان اين حديث از صحابه از يكصد نفر متجاوز است .